خرید بک لینک
1 است اما...
سریال «سایه بان» یک اثر نمایشی قابل تامل است که در یک شمای کلی نقاط قوتش بر ضعف هایش می چربد. این که بستر یک فیلمنامه که اغلب قهرمانانش هم جوان هستند در یک محیط کارگری و زندگی و مناسبات اجتماعی برآمده از آن پایه ریزی شود، اتفاقی مبارک است که کمتر در سریال های تلویزیونی شاهدش هستیم.

مجموعه های نمایشی بیش و کم حول و حوش طبقه متوسط جامعه و همان حوالی دور می زنند. چنین کنش مطلوبی که ذکرش رفت البته اما و اگرها و الزامات خود را می طلبد که بی شک، شناخت کافی و وافی از طبقه فرودستی که قرار است از آنها صحبت شود، مهم ترین شان خواهد بود. گام اول در سبیل سامان دادن سریالی بر پایه و مبنای آدم های به اصطلاح جنوب شهری که دغدغه نان دارند، آگاهی کامل از روحیات شخصی و مناسبات جمعی این طبقه است. اگر این بصیرت کامل باشد، آن وقت شخصیت ها هم ملموس می شوند و اتفاقات، قابل باور برای مخاطب.
سهراب سریال سایه بان جوانی است جنوب شهری، با مرام و کاری که حرمت رفاقت را بشدت پاس می دارد و سخت دلبسته خانواده است؛ مادرش را می پرستد و هوای خواهر و برادرش را دارد و زندگی اش را خالصانه وقف آنها کرده. حال چگونه است این جوان با چنین مختصاتی، لباس عروس بر تن تنها خواهرش می پوشاند و در شهر می چرخاندش و بعد با همین شمایل به رستوران می روند و شام می خورند؟! کدام جوان غیرتمندی چنین رویکردی را در پیش می گیرد که مخاطب از سهراب بپذیرد؟! از سوی دیگر، دیالوگ هایی که میان سهراب و برادر کوچکش، بابک برقرار می شود چقدر شبیه گفتمانی است که معمولا جوانان متعلق به این طبقه اجتماعی از آن بهره می برند؟ سهراب و بابک تا میانه راه را به قاعده جلو می آیند اما در یک چرخش ناگهانی و ناملموس به بیراهه می زنند و جنس گفتارشان عوض می شود. دیالوگ های به قربان صدقه پهلوزده میان سهراب و مادرش هم آنی نیست که باید باشد. محبت و مودت میان افرادی متعلق به این نحله اجتماعی عموما پنهان است و نهفته، نه تا این حد عریان و آشکار.
برادران محمودی به هر میزان که در انتخاب ...

اخبار پیشنهادی:

استاندارد است اما...

برچسب: نویسنده: امیر تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 6:51

صفحه بندی