خیلی دلم می خواست شمار کسانی که برای دیدن سریال شهرزاد، سی دی آن را خریداری کرده اند را بدانم. خیلی دلم می خواست آگاه باشم که چه تعداد از بینندگان شهرزاد، برای مشاهده سریال اقدام به دانلود غیرقانونی آن کرده اند. خیلی دلم می خواست مطلع باشم که از میان افراد هر دو گروه، چند درصد دستی رسیده به دهان دارند و چند درصد پرداخت هفتگی 5 هزار تومان را هم برای خود سنگین می بینند.
عدم وجود آمارهایی از این دست ما را دچار این شک می کند که اولویت بخشیدن اقتصاد بر فرهنگ و روانه کردن بخشی از بودجه فرهنگ به اقتصاد جامعه شاید راهکار ساماندهی به بسیاری از مسائل و مشکلات مبتلابه جامعه امروز کشور نباشد و پس از حل و فصل مشکلات اقتصادی، درب فرهنگ جامعه بر همان پاشنه سابق بچرخد.
اینکه می گوییم ممکن است بیشتر مشکلات اقتصادی مردم نشات گرفته از فرهنگشان باشد به این دلیل است که به عینه مشاهده می کنیم روز به روز از شمار کسانی که همچون «ژان والژان» برای به دست آوردن نان شبشان دزدی می کنند کم شده و در عوض بر شمار اختلاسگرانی که بیش از نان شب دغدغه نداشتن مازراتی دارند افزوده می شود.
از سوی دیگر لذت مفت سواری که باعث می شود بسیاری از ایرانی ها مدام در جست وجوی چیزی که هزینه اش را نپرداخته اند، باشند از فقری فرهنگی که باعث می شود خیلی از اشخاص خود را فقیر اقتصادی جا بزنند نیز نشات می گیرد، زیرا شمار فراوانی از افراد که اهل کپی غیرقانونی نیستند فقط به خاطر اینکه در جواب «می خرم و کپی نمی کنم» مورد استهزای «لابد وضعت خوب است!» قرار نگیرند راضی می شوند کپی غیرقانونی شهرزاد، عاشقانه و امثالهم را با کمال بی میلی دریافت دارند.
[ مشاهده متن کامل فقر فرهنگی فقر اقتصادی و لذت مفت سواری؟! در روزنامه آفتاب یزد ]
اخبار پیشنهادی:
برچسب: اقتصادی,
نویسنده: امیر